![]() |
![]() |
|
|
اسم من چيست؟ خدايا چه کنم يادم نيست
امشب آماده شدم تا چه کنم ؟ يادم نيست من که همسايهي نزديک شقايق بودم پاشدم آمدم اينجا چه کنم ؟ يادم نيست من چرا از تو بريدم ؟ و چرا برگشتم ؟ و بنا شد که دلم را چه کنم ؟ يادم نيست من نشاني دل دربهدرم را بانو ، از تو پرسيدهام اما چه کنم ؟ يادم نيست اين نوشته غزل کيست که من ميخوانم اسم او چيست ؟ خدايا چه کنم يادم نيست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 15:16 توسط مهسا |
|
امروز ۲۱ خرداد تولد یکی از بهترین دوستم زینب هست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:49 توسط مهسا |
|
|
۱- فرض کن تو يه مسابقه دوي سرعت شرکت کردي .
تو از نفر دوم سبقت مي گيري . حالا نفر چندم هستي ؟ ۳- اين سوال رو فقط ذهني حل کن و از قلم و کاغذ و ماشين حساب استفاده نکن:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 13:21 توسط مهسا |
|
|
تو به من خندیدی و نمی دانستی که من با چه دلهره از باغ همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی وهنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 11:45 توسط مهسا |
|
|
با تشکر از دوست مهربانم زینب جون که در طراحی زیبای وبلاگم مرا یاری نموده
در یکی از سایتها چشمم به این تصاویر افتاد، شما نظرتون چیه؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 13:16 توسط مهسا |
|
|
بی تو مهتاب شبی باز لز آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید.عطر صد خاطره پیچید یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم پرگشودیم و در ان خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشتیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محجو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب ارام .بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فروریخته در اب شاخه ها دست براورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ،همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آیدتو به من گفتی از عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب ایینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشتم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو در افتم ،همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم،نتوانم اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشیدم پای در دامن اندوه کشیدم،نه گسستم نه رمیدم رفت در ظلمت غم ان شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم این شعر رو خیلی دوست دارم .مال فریدون مشیری .نظر شما در موردش چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 21:35 توسط مهسا |
|
|
من از گل" رزقرمز" و " نرگس سفید" و " نسترن" و " گل شیپوری" و " گل میمونی" و .... خوشم میاد.شما از چه گل هایی خوشتون میاد؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:46 توسط مهسا |
|
یه مرده 6تا حلقه داشت که یدونه تکی یدونه دوتایی و یدونه هم سه تایی بوده.شب تو هتل به شرط این میتونه بمونه که هر شب فقط یه حلقه بده.چجوری میتونه 6شب اونجا بمونه و هر شب یه حلقه بده؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 13:52 توسط مهسا |
|
|
من چند تا بازی دارم اسم یکی از او نا winx هست.خیلی بازی خوبیه. و یه بازی دیگه ای هم به نام sims دارم .اونم خوبه. شما چه بازی هایی رو دارید؟
حالا اونو ولش.از کدوم شهرا خوشتون میاد؟ من که از تبریز خوشم میاد. شما چی؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 17:49 توسط مهسا |
|
|
دامن،تاب،شلواریا تی شرت؟ اسپورت یا مجلسی؟ با چه رنگایی؟ من که همیشه دوست دارم اسپورت باشم. مخصوصا اگه تاب تنگ با شلوار گشاد باشه. و دوست دارم لباسام با رنگای قرمز وسیاه باشه . البته رنگ سیاه شاید برای بچه های هم سن من خوب نباشه چون به قول بزرگترها بچه باید رنگ شاد بپوشه. اه حیف مد مانتوی امسال خیلی بده. حالا نظر شما در مورد مد چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 11:13 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
ماهی دلباختگی نی نی قلو مجنونه ایدا سیامک تینا |
|
RSS
|